غذاهای قدیمی اهالی اومال


بسم الله الرحمن الرحیم

-برنج ونان که غذای اصلی انها بود.
-برنج را گاه ته چین می کردن وموادش گوشت قرمز بود.
اسفناج تفت ،که اسفناج را با  روغن سرخ می کردن وبا نان وبرنج میل می کردن .
-خورش شیش انداز:با پیاز+تخم انار+اسفناج +سیب زمینی درست می کردن وچیزی
شبیه به فسنجون می شد.
-گاه ارزن (قوناغ -qounak)راشسته وبعد خشک کرده وارد می کردن وبا اضافه کردن ارد گندم به ان
نانی می پختن به نام شیرین دلک (shirindallak).با ارزن اش وپلو هم می پختن .
-گاه با ارد ذرت هم نان درست می کردن وبسیار خوشمزه بود .
-حلیم خورشت :الو(برگه )+حلیم برنج+تخم انار+پیاز
-خورشت اشکنه :اشکنه (یک نوع سبزی وحشی )+روغن +گردو
-سبزی هایی که مصرف می شد ،که بیشتر وحشی بودن :
۱ـملکی (malaki)ه داخل پلو می ریختن
۲ـپیشیک غویروغو(دم گربه ای)(کلاچ پی-به زبان مازندرانی )peishik qoyroqo
۳-کلیچی چوپو(kalichichopo)
4-اق سولور(Aqsolor)
۵-سلیمه
۶-چاقو تیکن( chaqqotikan)
۷-فرفرو(forforo)کرگزنه مازندرانی
۸-چیشه (chishe)گزنه فارسی
۹-ارنگ فرنگ arangfarang
10-اجوسای (Ajjosayا)دار اسفناج مازنی
۱۱-یاغلو گوک(yaqlogok)سبزی روغنی
۱۲-گلن بارماغو(galenbarmaqo)انگشت عروس
میوه جنگلی :
۱-تالاس گور(talasgor )کندس مازندرانی وازگیل جنگلی به فارسی که جوشانده پوست دوم ان برای اسهال مصرف می شد.
۲-الوچه جنگلی
۳-انار
۴-انجیر
۵-خربزه وهندوانه وخیاروکدو

تاریخ حمام دراومال


بسم الله الرحمن الرحیم

قدیمی ترین حمام اومال ،که خزینه ای بوده ودر روستای ولیجی محله که جزو اومال محسوب می شده است ،قرار داشت .زمین ان را مرحوم رمضان رمضانی پدربزرگ حاج یحیی رمضانی هدیه داده بود.
حاج حمزه محمد نژاد برایم نقل کرد از پدرش مرحوم ابراهیم که اومی گفت :ما جوان بودیم وسنگهای
پی حمام قدیمی اومال را از منطقه رنگوRngoدر قسمت بالای روستای بریجان مشترک با روستای جامخانه ،در پشت اسب حمل می کردیم .با حساب اینجانب حدود ۱۴۰سال قدمت داشت .واین حمام تاریخی که بعدا دوشی شده بود بعد از سال ۱۳۴۲شمسی با رودل تخریب شد تا به جایش حمام جدیدی تاسیس شود .ولی چون گاز لوله کشی شد دیگر هیچ وقت ساخته نشد.ودر حال حاضر فقط مکان ان باقی است .این روایت حمل سنگ را گفته های حاج سید مرتضی بریجانی منقول از برادر مرحومش حاج سید عزیز واو از مهدی محسنی مرحوم پدر علی اقای محسنی بریجانی ،که در ان زمان سنگهای بنای حمام را توسط خزه که نوعی سورتمه چوبی بود از ازارکezzarak بریجان به ان محل حمل کرده اند،تائید می کند
حمام دومی هم در اومال ساخته شده بود در نزدیکی حسینه فعلی اومال توسط حاج حمزه محمد نژاد
که مردی روشن بین وخوشفکری به شمار می رفت .حمام قشنگ ونقلی ساخته بود که دوشی بود وبا چند نمره .که مورد استفاده اهالی بود.
حمام سومی هم اقای استاد خیرالله اصغری ،در زمانی که حمام اصلی به مدت زیادی خراب شده بود با تبدیل انباری در حیاطش ،وبا یک عمل ابتکاری وقرار دادن لوله های گشاد،مخصوص سوچخانه توتون پزی در داخل انبار برای گرم نگه داشتن فضا ،نیاز اهالی را به حمام در زمانی ،مرتفع  کرد.
اخرین حمام ،حمامی دوقولووعمومی با نمره ،زنانه ومردانه بعد از انقلاب اسلامی تاسیس شد که امروزه در اثر ساختن حمام خانگی در منازل ،بلا استفاده افتاده است .نگهداری این حمامها برای خودش داستانی مجزا دارد که در این مقال نمی گنجد.
اب حمام قدیمی واستاد خیرالله  اصغری  از اب چشمه ای در بریجان تامین می شد وبقیه به صورت چاه دستی .


حمام دوم اومال


شروع بنایی حمام دوم اومال


مجلس افتتاح حمام دوم اومال

روی ادامه مطلب کلیک فرمائید :

ادامه نوشته

سطح تحصیلات اهالی

بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از سال ۱۳۴۱و۴۲در محل مدرسه امروزی وجود نداشت .اولین کلاس های امروزی وجدید بعد از سال ۱۳۴۲در حسینه دائر ان زمان که تالاری بزرگ ومسقف وجلو باز بود دایر می شد.اولین معلم ان دوره که
حاج رضا بریمانی نام داشت اواز اهالی اطراف شهرستان ساری بود.مردی مهربان وخوشفکر بود.
وبا دختر یکی از اهالی ازدواج کرد ورسما داماد اهالی اومال شد.بعد ها مدرسه جدیدی با سه کلاس که زمین ان را در منطقه اشوقا چول اقای حاج یحیی رمضانی هدیه داده بود تاسیس شد وما اولین گروهی بودیم که در ان مشغول به تحصیل شدیم .وتاریخ ان بر می گردد به سال ۱۳۴۷شمسی .هنوز روز اول ورود به ان دبستان در ذهنم نقش بسته  است .در حال حاضر در تمام سطوح تحصیلی فارغ التحصیل در محل
موجود می باشد.وفرزندان این اب وخاک ،دارای استعداد خوبی در تمام زمینه های تحصیلی وفنی هستند.

 

برای بزرگ دیدن عکس روی ادامه مطلب کلیک فرمائید :

ادامه نوشته

تنوع محصولات کشاورزی


بسم الله الرحمن الرحیم
گندم وجو ،برنج ،افتابگردان ،مرکبات ،هلو ،سویا از محصولات کشاورزی اومال به شمار می روند .
سخت کوشی این مردم مهربان باعث شده است که زمینهای فراوانی را به زیر کشت محصولات متنوع کشاورزی ببرند.امروز کشت گلزا (دانه های روغنی )وزیتون بر دیگر نهاده های کشاورزی اضافه شده است .صیفی جات هم طبق معمول ،در حیاط منازل وباغچه های کوچک برای رفع نیاز خود اهالی کاشته می شود.سطح زمینهای شالیزاری امروزه وبعد از انقلاب اسلامی به خاطر حفر چاه عمیق گسترش فراوانی یافته است ،وهمین امر باعث توانمندی اقتصادی  اهالی اومال شده است .

قدیمی ترین تراکتور اومال

بسم الله الرحمن الرحیم

زمینهای کشاورزی اومال ،تا سال۱۳۴۰وجلوتر با گاو شخم می شد.تا بتدریج تراکتور در محل پیدا شد.
اولین ان را اقای حاج حمزه محمد نژاد خریداری کرد که تراکتوری المانی بوده به نام هانوماک .
دارای جثه ای عظیم بود با صدای نخراشیده که عالم وادم می دانست که این تراکتور روشن شده است .
چون باطری کم بود ،برای روشن کردن ان در صبحها راننده اش حاج فرج زارع نژاد مجبور بود بعضی مواقع
ان را در سرازیری جرکلباد بگذارد تا صبح بتواند با خلاص کردن ذنده  وحرکت در سرازیری ،روشنش نماید.بعد از چند سال پدر مرحومم وشرکاءتراکتور مسی فرگوسن انگلیسی را از مرحوم حاج عرب اقساطی خریدن تا شخم زمینهای کشاورزی اومال از سرعت بیشتری بر خوردار شود.وبه تدریج تراکتورهای دیگری هم امدن وکشاورزی از رونق بیشتری برخوردار شد.

 

مهاجرین اومال


بسم الله الرحمن الرحیم

اومالیها که از قوم  گرائیلی واز تیره های مختلفی تشکیل شده بودن ،وتقریبا در زمان اوائل قاجار یا اواخر صفویان به مازندران مهاجرت کردند.در سرتاسر مازندران پخش شدند.از گلوگاه بهشهر تا بابل نشان
از قوم گرائیلی ترک زبان وجود دارد.اومالیها که در روستای اومال سکنی گزیدن ،بر اثر خوبی طبع وروابط
عمومی خوب با مازندرانیهای بومی وصلت کردند وبه زندگی اجتماعی خودشان عمق بیشتری بخشیدند.افرادی از سادات وقرای دیگر به روستای اومال مهاجرت کردن ودر این منطقه زیبا با اومالیها
به زندگی کردن مشغول شدند.پس دسته هایی که جزو سادات به شمار می روند اومالی اصیل نیستن
وجزو مهاجرین به شمار می ایند .
خانواده های نوریها ورخشبهار وسعدی وفراری وساداتی واحمدی از این دسته به شمار می روند.
یعنی پدران ومادران وگاه تنها پدر مهاجر بوده .در اصالت قومیت ظاهرا اصل بر پدر است .
واین خانواده ها پدرانشان مهاجر بوده اند وگاهی خانمهایشان اومالی بودن .مثل خانم طوسی ها .
واینک این مسئله در اومال موضوعیتی ندارد وهمه مهاجرین در فرهنگ روستا حل شده اند وبا ان کنار امده اند.وبه خوبی به زبان ترکی صحبت می کنند.

دین ومذهب اهالی اومال

بسم الله الرحمن الرحیم
اهالی اومال همه از ابتدا ،مسلمان بوده وپیرو مذهب شیعه دوازذه امامی (اثنی عشر)،ودوستدار سر سخت اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه واله .ودر راستای همین اعتقاد،در بزرگداشت شعائر اسلامی
بسیار کوشا وساعی بوده وهستند.مراسم بزرگداشت حضرت ابا عبد الله الحسین سلام الله را در محرم وصفر با تمام ویژهگی با شکوه بسیار زیادی بر پا می دارند.وهر سال روز تاسوعا وعاشورا به روستای بریجان وولیجی محله دسته روی می روند.واین دسته روی از ابتدادر شب انجام می شد ولی بعدابه خاطر حوادثی به روز تبذیل شد.
تاسوعا اهالی اومال به بریجان می روند ،وعاشورا دوروستای ذیگر به اومال می ایند.سوز عزاداری وخلوص روستائیان معتقد صحنه جاذبی را برای غریبهایی که مهمان اهالی در این دو روز می شوند،بوجود می اورد.ما از بچه گی تا انجا که یادم می اید در این مراسم پر برکت شرکت داشته ایم وبا محبت حسینی نشو نما کرده ایم .
در ایام ماه مبارک رمضان المکرم هم اهالی این یک ماه را به عبادت وتجمع در مسجد محل می گذرانند وبه سخنرانی مبلغان دینی گوش فرا می دهند .در انجام دیگر فرائض مذهبی ،همیشه کوشا وساعی بوده وهستند.

زبان اومالیها

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم اومال ،مهاجر بوده ،وترک زبان .
البته ترکی ما اومالیها با ترکی اذری فرق داره ولی با ترکی کشور ترکیه یکی است .
وبه اسانی می توانیم در ترکیه صحبت کنیم واز گفتگوهای انان با خبر شویم .
خوب است نسل کنونی با فرزندان خردسالشان ،ترکی حرف بزنند تا این زبان به فراموشی نرود .
ترکی امروز یک زبان معتبری است .وخیلی از افراد در اروپا وکشورهای دیگر ترکی صحبت می کنند.
بنا بر این اگر ما به فرزندانمان کمک کنیم تا این زبان را فرا بگیرند خود به خود در اعتلای زندگی وارتباط فرهنگی انان قدم مهمی برداشته ایم .

سیل

بسم الله الرحمن الرحیم

سال ۱۳۴۷شمسی سیل سهمگینی اومال را در هم کوبید.
البته اورتا هاروق (رود خانه محلی )خوب لایروبی نبود وعمق کمی داشت .
در حدود ۲متر وبا پهنایی۲ونیم متر تقریبا ودر بعضی جاها بیشتر ........
اورتا هاروق هر چه به سمت منطقه تغروق می رسید عمق بیشتر پیدا می کرد
که همین الان هم مشهود است .بعد از انقلاب اسلامی ،شورای محلی کانال کن اوردن
وبستر رود رو وسیع تر کردن ولی در ۱۳۴۷وان زمانها خبری از این دستگاه ها نبود در نتیجه
با کمترین بارش شدیدی سیل خیزی می شد.
سال ۱۳۴۷شمسی که من کلاس سوم ابتدایی بودم ،سیل از دوطرف به روستا حمله کرده بود،
یکی از سمت روستای بریجان ودیگری از سمت اورتا هاروق وقلعه سر .
داستان از این قرار بود که سیل درختان بزرگ را ریشه کن کرده وبه دهنه پل وسط محل می کوبید
عبور اب که بسته می شد ،سر ریز کرده وبه اطراف تحمیل می شد.در ان سال سیل وارد خانه های مردم شده بود از جمله منزل مرحوم حاج احمد فرخ زاد ،که اب از وسط ساختمانش عبور می کرد.
سیل بعد از تخریب محل  به داخل معدن شن می ریخت که الان ساختمان بیمارستان
بوعلی سینا نکا در ان احداث شده است .ولی در ان زمان دریاچه ای بسیار کوچک بوده مثل یک اببندان
که در زمستان در ان مرغابی وحشی هم دیده می شد.
یک خانم چوپان که تیر گر بوده  در حال لباس شستن  به داخل اب افتاده بود وچون شنا بلد نبود سریع غرق شده بود.من هنگام در اوردن جسدش بودم .
در بهار وزمستان اهالی اومال شاهد سیلهای متعددی بودهوهستند .مثل همین حالا که این مطالب رو می نویسم سیل به مردم خسارت وارد کرده مخصوصا اهالی بریجان .
البته این دفعه یک طوفان واقعی با سرعت ۱۲۰متر در ساعت در جریان بوده که حتی به نکا وروستاهای
اطراف هم خسارت وارد کرد.وکارخانه غنچه اسرم بالغ بر ۱۵میلیارد تومان خسارت دید.
وبیشتر سقف منازل را طوفان کنده بود.
یک استاکار قدیمی می گفت ایرانیتهای شیروانیهارو با پیچ خوب سفت نکرده بودن ویا پیچ وبست کمی
استفاده کرده بودن . 
در ان سال من موضوع سیل را به صورت انشایی نوشته ودر کلاس خوانده بودم .حیف که از بین رفته است .تاریخ وقایع سیل خیزی وغیرو را در محل اقای حاج یوسفعلی یوسفی که مرد با سلیقه ای بوده است یادداشت می کرد.طالبان می توانند از ایشان هم اطلاعات بگیرند.
خدا نگه دارتان