کاشت وداشت وبرداشت زمین های کشاورزی در زمان های پیش از انقلاب ،واقعا سخت وطاقت فرسا بوده است .نبود تراکتورکافی ،وکمباین ودیگر ملزومات کشاورزی ،استفاده از کارگر ودست را پیش از پیش
واجب می نمود .
زمین های کشاورزی ،در اوائل کار پوشیده از درختچه های انار بوده اند .وهمچنین گاه ،درختچه های خار
(قارا تیکن )(خارسیاه )دشت اومال وکوه پایه هارا پوشانده بود .
مردم به اباد کردن زمین ها می پرداختند ،وبه اصطلاح آن روز کنده کنی می کردندوهر کسی بیشتر کار می کرد وزور می زد ،زمین بیشتری گیرشان می آمد .
فقر مادی ،فقر غذایی را به همراه داشت .گاه نانی که می خوردن ،دارای غلات وحشی مسموم کننده بود وباعث سستی وبی هوشی آنان می شد .
کشاورزان با خوردن نان وترشی انار آب شده ،انرژی اندکی برای جنگیدن با کنده های محکم وسرسخت
درختچه های وحشی به دست می آوردند .تمام زمین های روستای اومال وقریه های اطراف به همین شکل آباد شدند .
کشت گندم وجو با دست وخیش گاو اهن انجام می گرفت .درنتیجه زمین های سطح کشت اندک بوده وگاه در اثر علف های هرز کشاورز تمام زراعت را رها می کرد ،چون دیگر قدرت یارای مقابله باآنان را نداشت .
تا این که تراکتورهای کشاورزی مانند هانوماک آلمانی،به دشت نکا وروستاهای اطراف آن ،وارد شدن .
در اومال ،مرحوم حاج حمزه محمد نژاد اولین تراکتور هانوماک را خریداری کرده بود .
واز ده ۴۰توانست زمین های بیشتری را به زیر کشت ببرد وبه اهالی هم کمک نماید .
البته در روستاهای دیگری مثل تازه آباد نکا ، طبق تحقیقات این جانب ،این تراکتور از ده ۲۰شمسی وجود داشته است .وفرزند یکی از مالکان قدیم ،برای من صحبت نمودن .
از تاریخ ۱۳۴۳شمسی اولین تراکتور مسی فرگوسن انگلیسی توسط جمعی از شرکای اومالی ،به نام
برادران زائر اومالی از مرحوم حاج عرب در نکا به طور اقساط خریداری شد.این شرکا پدر وعموهای من بودند ،که اینک همگی در خاک آرمیده اند .مردانی سخت کوش وبا ایمان که دمی از تلاش برای بهبود زندگی دست بر نمی داشتند .این خانواده محترم در قسمت های کشاورزی ودامداری وتجارت فعالیت داشتند .شهید صفر علی زائر اومالی ،شهید اول اومال در جبهه های حق علیه باطل ،از این خاندان بوده است .
بعد ها ،خانواده های محترم بابایی ورشیدی و....دارای تراکتورهای متنوع شدند ورفته رفته ،سطح زیر کشت اومالی ها بیشتر وبیشتر می شد وهر سال بر دارایی ها وداشته هایشان افزوده می گشت .
گاه تراکتوری که خانواده ما کار می زدند ،در فصل کشت ،هفتگی خاموش می شد، تا روغن موتور تعویض شود .یادم می آید که حتی تعمیرات موتور ،در حیاط خانه مان انجام می گرفت .
آقای حاج قربانعلی زائر اومالی ومحمد (درویشعلی )عباسی اومالی از رانندگان جوان آن روز تراکتور
خانواده ما بوده اند .
سرگذشت تراکتور داری برای خودش داستان های قشنگ وجذابی دارد .