عید نوروز در اومال
عیدنوروز در اومال ،از روزی که به خاطر دارم برای مردم بزرگ بود ودوست داشتنی .
زن های اهالی ،چند هفته پیش از عید نوروز ،با رفتن به معادن طبیعی گل سفید(آهکی )
که به ترکی (آکّال )Akkalمی گفتند رفته ،ومقداری آهک تهیه می کردن وبا آب مخلوط نموده
و با پارچه ای به دیوارهای اتاق وحیاط می کشیدن ،واین جوری به نقاشی خانه می رداختند .
برای قسمت تحتانی ودر دست رس دیوارها از مخلوطی خاک رس وپهن گاو استفاده نموده
ورنگی تقریبا حنایی بوجود می آمد وبا آن به رنگ آمیزی مشغول می شدند .وجالب این که
این نوع رنگ طبیعی، بدون بو بوده ودل پذیر !
خریدهای عید متنوع بوده و معمولی .بیشتر، بچه ها از عید وعید دیدنی خوشحالی می کردند.
خرید کفش ولباس ،برای ما ،چون مائده آسمانی بود .یادم می آید که با چه ذوق وشوقی ،آن هارا
پیش از عید می پوشیدیم ومانور می دادیم وبعد در می آوردیم وسر جایش می گذاشتیم .
وقتی سال تحویل می شد ما که مادر مه بودیم ،پیش از سال تحویل با یک قرآن مجید در بیرون اتاق
منتظر می ماندیم وبعد از اعلام رسمی به داخل می آمدیم وپدر ومادر ما را بوس کرده وعیدی می دادند.
وکمی قرآن می خواندیم وبعد به منزل آنانی که مادرمه شان بودیم می رفتیم .
من تا ولیجی محله هم می رفتم .در آن جا من مادرمه مرحوم سید حسین حسینی بودم ،وبعد از آن
به منزل حاج آقای اصغری هم می آمدم .دست مادر مه ها یک قرآن مجید بود وبه فراخور ،هر منزلی
یک سوره قرآن تلاوت می کردند .صاحب خانه هم مبلغی عیدی به آنان می داد .
بزرگ ترای قوم بعد از دوم وسوم عید ،در اومال دسته جمعی هر شب به منزل یکی می رفتند واین
رفت وآمد تا پایان فروردین ماه که معمولا زمان کاشت محصولات کشاورزی شروع می شد ادامه داشت
ومشهور به پیر مرد گردش بوده است .اما اینک این رسم در اومال منسوخ شده است .
یکی از معضلات مهم دانش آموزان دبستانی تکلیف عید بود که دمار از روزگار آن ها در می آورد .
مشق های زیادی برای املاء می گفتند که واقعا مشقت آور بود ومی بایست حتما نوشته شود .
وبعد از سیزده به دریعنی روز چهاردهم عیدکه مدرسه ها باز می شدند ،معلم آن هاراتحویل می گرفت واگر کسی کوتاهی می کرد با ترکه انار تنبیه می شد .
در مجموع نوروز برای بچه ها پر از خاطرات قشنگ وماندگار بوده است .والان هم همین طور است .
زن های اهالی ،چند هفته پیش از عید نوروز ،با رفتن به معادن طبیعی گل سفید(آهکی )
که به ترکی (آکّال )Akkalمی گفتند رفته ،ومقداری آهک تهیه می کردن وبا آب مخلوط نموده
و با پارچه ای به دیوارهای اتاق وحیاط می کشیدن ،واین جوری به نقاشی خانه می رداختند .
برای قسمت تحتانی ودر دست رس دیوارها از مخلوطی خاک رس وپهن گاو استفاده نموده
ورنگی تقریبا حنایی بوجود می آمد وبا آن به رنگ آمیزی مشغول می شدند .وجالب این که
این نوع رنگ طبیعی، بدون بو بوده ودل پذیر !
خریدهای عید متنوع بوده و معمولی .بیشتر، بچه ها از عید وعید دیدنی خوشحالی می کردند.
خرید کفش ولباس ،برای ما ،چون مائده آسمانی بود .یادم می آید که با چه ذوق وشوقی ،آن هارا
پیش از عید می پوشیدیم ومانور می دادیم وبعد در می آوردیم وسر جایش می گذاشتیم .
وقتی سال تحویل می شد ما که مادر مه بودیم ،پیش از سال تحویل با یک قرآن مجید در بیرون اتاق
منتظر می ماندیم وبعد از اعلام رسمی به داخل می آمدیم وپدر ومادر ما را بوس کرده وعیدی می دادند.
وکمی قرآن می خواندیم وبعد به منزل آنانی که مادرمه شان بودیم می رفتیم .
من تا ولیجی محله هم می رفتم .در آن جا من مادرمه مرحوم سید حسین حسینی بودم ،وبعد از آن
به منزل حاج آقای اصغری هم می آمدم .دست مادر مه ها یک قرآن مجید بود وبه فراخور ،هر منزلی
یک سوره قرآن تلاوت می کردند .صاحب خانه هم مبلغی عیدی به آنان می داد .
بزرگ ترای قوم بعد از دوم وسوم عید ،در اومال دسته جمعی هر شب به منزل یکی می رفتند واین
رفت وآمد تا پایان فروردین ماه که معمولا زمان کاشت محصولات کشاورزی شروع می شد ادامه داشت
ومشهور به پیر مرد گردش بوده است .اما اینک این رسم در اومال منسوخ شده است .
یکی از معضلات مهم دانش آموزان دبستانی تکلیف عید بود که دمار از روزگار آن ها در می آورد .
مشق های زیادی برای املاء می گفتند که واقعا مشقت آور بود ومی بایست حتما نوشته شود .
وبعد از سیزده به دریعنی روز چهاردهم عیدکه مدرسه ها باز می شدند ،معلم آن هاراتحویل می گرفت واگر کسی کوتاهی می کرد با ترکه انار تنبیه می شد .
در مجموع نوروز برای بچه ها پر از خاطرات قشنگ وماندگار بوده است .والان هم همین طور است .
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 1:8 توسط زائراومالی
|
بسم الله الرحمن الرحیم